جلد 21- هدف آیات و سوره های قرآن

 

 بســــــــم الله الرحـــــمن الرحیـــــــــــم   

 

 برای مشاهده متن کتاب روی تصویر بالا کلیک کنید!

 

بخش های اصلی جلد بیست و یکم عبارتند از:

 

            کتاب هفتاد و پنجم -    هدف آیات و سوره های قرآن- بخش یکم 

           کتاب هفتاد و ششم-    هدف آیات و سوره های قرآن- بخش دوم 

 

 

خلاصه کتاب ها ---   برای آشنائی اولیه با مباحث هر یک از کتاب ها،  خلاصه آنها در انتهای جدول دست راست قرار گرفته است! 

 

خلاصه ای منتخب از جلد بیست و یکم ( کتاب هفتاد و پنجم تا هفتاد و ششم )  

 

 

هدف آیه ها و سوره های قرآن

 

(بخش1)

 

 

بررسی هدف

 سوره حمد تا سوره رعد

بسم الله الرحمن الرحیم

با یاد خدا و تسبیح و حمد نعمت های جمیل او !

:نکاتی درباره این کتاب

محققین جوانی که علاقه دارند در قرآن کریم تحقیق و از مطالب آن بهره بگیرند، معمولا معنی آیات را از ترجمه آنها پیدا می کنند ولی عموما با مشکل درک مفاهیم آنها مواجه می شوند و لازم می بینند کسی برای آنها توضیح دهد که آیه مورد نظر برای چه منظور یا هدفی نازل شده و می خواهد چه بگوید؟

کتاب حاضر سریع ترین راه درک مفاهیم و هدف نزول آیات قرآنی را برای ما تدارک دیده است. بدین معنی که مفسر بزرگ و مورد اعتماد قرآن عـــــلامه فقید، آیت الله طباطبائی بزرگوار ( که رحمت خدا بر او و آبا و ابنائش باد!) آنچه را که یک محقق جوان برای درک مفاهیم آیات شریف قرآن کریم بدان نیاز دارد در المیزان، در شروع تفسیر هر یک از مجموعه آیات یا در شروع سوره ها تحت عنوان « بیان آیات» آماده ساخته است و ما در این کتاب مطالب المیزان را خلاصه کرده و طبقه بندی نموده ایم.

این کتاب طوری طراحی شده که بر اساس ردیف سوره ها و آیات قرآن مانند یک کتاب مرجع عمل می کند. شما می توانید به آن مراجعه و آیه مورد نظر را به سهولت پیدا کنید.

مجموعه آیاتی که آیه مورد نظر در بین آنهاست مشخص شده است، نشان می دهد مفهوم واقعی آیه مورد نظر چه بوده است و هدف نزول آن مجموعه از آیات و همچنین سوره مورد نظر چیست؟ و وقتی هدف نزول آیه روشن شد، درک معنای واقعی و مفهوم آیه بهتر و بیشتر روشن می گردد.

جلد اول این کتاب بیان اهداف سوره ها و آیات قرآن کریم را از اول قرآن تا پایان سوره رعد -  و جلد دوم از سوره ابراهیم تا پایان قرآن را -  در بر دارد.

 

هدف و فلسفه نزول سوره حمد

 ( المیزان ج : 1  ص : 32 )

تعلیم بندگان برای چگونه حمد کردن خدا

خدای تعالی در این سوره به بنده خود یاد می‏دهد که چگونه حمدش گوید و چگونه سزاوار است ادب عبودیت را در مقامی که می‏خواهد اظهار عبودیت کند، رعایت نماید. این ظاهر را جمله « الحمد لله!» نیز تایید می کند، برای اینکه حمد توصیف است و خدای سبحان خود را از توصیف واصفان از بندگانش منزه دانسته و در کلام مجیدش هیچ جا این اطلاق را مقید نکرده و هیچ جا عبارتی نیاورده که حکایت کند حمد خدا را از غیر خدا، بجز عده‏ ای از انبیاء مخلصش، که از آنان حکایت کرده که حمد خدا گفته‏ اند.

و اما غیر این موارد هر جا سخن از حمد حامدان کرده، حمد ایشان را با تسبیح جفت کرده، بلکه تسبیح را اصل در حکایت قرار داده و حمد را با آن ذکر کرده است. تمامی موجودات با حمد خود او را تسبیح می‏گویند!  برای اینکه غیر خدای تعالی هیچ موجودی به افعال جمیل او و به جمال و کمال افعالش احاطه ندارد، همچنانکه به جمیل صفاتش و اسماءش که جمال افعالش ناشی از جمال آن صفات و اسماء است، احاطه ندارد، بنا بر این، مخلوق خدا به هر وضعی که او را بستاید، به همان مقدار به او و صفاتش احاطه یافته است و او را محدود به حدود آن صفات دانسته و به آن تقدیر اندازه گیری کرده و حال آنکه خدای تعالی محدود بهیچ حدی نیست، نه خودش و نه صفات و اسمائش و نه جمال و کمال افعالش، پس اگر بخواهیم او را ستایش صحیح و بی اشکال کرده باشیم، باید قبلا او را منزه از تحدید و تقدیر خود کنیم و اعلام بداریم که پروردگارا! تو منزه از آنی که به تحدید و تقدیر فهم ما محدود شوی!

پس اینکه در آغاز سوره حمد فرمود:« الحمد لله!» تا به آخر، ادب عبودیت را می‏آموزد و تعلیم می‏دهد که بنده او لایق آن نبود که او را حمد گوید و فعلا که می‏گوید، به تعلیم و اجازه خود او است، او دستور داده که بنده‏ اش بگوید:

« الحمد لله رب العالمین!»

این سوره اصلا برای عبادت درست شده و در قرآن هیچ سوره‏ ای نظیر آن دیده نمی شود!

منظورم از این حرف چند نکته است:

اول این که سوره مورد بحث از اول تا به آخرش کلام خدا است، اما در مقام نیابت از بنده ‏اش، این که بنده ‏اش وقتی روی دل متوجه بسوی او می سازد و خود را در مقام عبودیت قرار می دهد، چه می گوید.

دوم اینکه این سوره به دو قسمت تقسیم شده، نصفی از آن برای خدا و نصفی دیگر برای بنده خدا است.

نکته سوم این که این سوره مشتمل بر تمامی معارف قرآنی است و با همه کوتاهیش به تمامی معارف قرآنی اشعار دارد، چون قرآن کریم با آن وسعت عجیبی که در معارف اصولیش و نیز در فروعات متفرعه بر آن اصول هست، از اخلاقش گرفته تا احکام و احکامش از عبادات گرفته تا سیاسات و اجتماعیات و وعده‏ ها و وعیدها و داستانها و عبرت‏هایش، همه و همه بیاناتش به چند اصل بر می‏گردد و از آن چند ریشه جوانه می‏زند: اول توحید ، دوم نبوت ، سوم معاد و فروعات آن، چهارم هدایت بندگان به سوی آنچه مایه صلاح دنیا و آخرتشان است.  این سوره با همه اختصار و کوتاهیش، مشتمل بر این چند اصل می باشد و با کوتاه‏ترین لفظ و روشن‏ترین بیان، به آنها اشاره نموده است .

 

هدف آیه 1 سوره حمد                                                 المیزان ج : 1  ص :  27

اعلام آغاز عبودیت انسان با ذکر « بسم الله ! »  در اول سوره حمد

ذکر بسم الله در سوره حمد راجع به غرضی است که در خصوص این سوره هست و آن معنائی که از خصوص این سوره به دست می‏آید و از ریخت این سوره برمی‏آید حمد خدا است! اما نه تنها به زبان، بلکه به اظهار عبودیت و نشان دادن عبادت و کمک خواهی و در خواست هدایت!

پس کلامی است که خدا به نیابت از طرف بندگان خود گفته، تا ادب در مقام اظهار عبودیت را به بندگان خود بیاموزد!

و اظهار عبودیت از بنده خدا همان عملی است که می‏کند و قبل از انجامش بسم الله می‏گوید و امر مهم همین کاری است که اقدام بر آن کرده، پس ابتدا به نام خدای سبحان هم راجع به او است و معنایش این است:

خدایا!  من به نام تو عبودیت را برای تو آغاز می‏کنم!

پس باید گفت: متعلق « باء» در بسم الله سوره حمد ابتداء است، در حقیقت می‏خواهیم اخلاص در مقام عبودیت و گفتگوی با خدا را به حد کمال برسانیم و بگوئیم پروردگارا حمد تو را با نام تو آغاز می‏کنم تا این عملم نشان تو را داشته باشد و خالص برای تو باشد!

ممکن هم هست همانطور که قبلا گفتیم متعلق آن فعل « ابتداء» باشد و معنایش این باشد که خدایا من خواندن سوره و یا قرآن را با نام تو آغاز می‏کنم!

 

هدف دیگرآیه 1 سوره حمد                                     المیزان ج : 1  ص :  26

بیان وحدت هدف قرآن با ذکر« بسم الله...!»

« بِسمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ‏!»

کلام خدا با « بسم الله» آغاز شده است. از آنجائی که کلام، خود فعلی است از افعال، ناگزیر دارای وحدتی است. وحدت کلام به وحدت معنا و مدلول آن است، پس لا جرم کلام خدا از اول تا به آخرش معنای واحدی دارد. آن معنای واحد غرضی است که به خاطر آن غرض، کلام خود را به بندگان خود القاء کرده است!

آن معنای واحدی که غرض از کلام خدای تعالی است، چیست؟

از آیه: « قد جاء کم من الله نور و کتاب مبین، یهدی به الله - از سوی خدا به سوی شما نوری و کتابی آشکار آمد، که به سوی خدا راه می‏نماید...!»  و آیاتی دیگر، که خاصیت و نتیجه از کتاب و کلام خود را هدایت بندگان دانسته، فهمیده می شود که: آن غرض واحد هدایت خلق است!

پس در حقیقت هدایت خلق با نام خدا آغاز شده:

خدائی که مرجع همه بندگان است، خدائی که رحمان است و به همین جهت راه و مسیر رحمتش را برای عموم بندگانش چه مومن و چه کافر بیان می‏کند، آن راهی که خیر هستی و زندگی آنان در پیمودن آن راه است!

خدائی که رحیم است و به همین جهت سبیل رحمت خاصه ‏اش را برای خصوص مومنین بیان می‏کند، آن سبیلی که سعادت آخرت آنان را تامین نموده و به دیدار پروردگارشان منتهی می‏شود!

و در جای دیگر از این دو قسم رحمتش، یعنی رحمت عامه و خاصه ‏اش خبر داده و فرموده:

« و رحمتی وسعت کلشی‏ء، فساکتبها للذین یتقون - رحمتم همه چیز را فرا گرفته، بزودی همه آن را به کسانی که تقوی پیشه کنند اختصاص می‏دهم!»

این ابتداء به نام خدا نسبت به تمامی قرآن بود، که گفتیم غرض از سراسر قرآن یک امر است و آن هدایت است، که در آغاز قرآن این یک عمل با نام خدا آغاز شده است!

 

هدف دیگرآیه 1 سوره حمد                                     المیزان ج : 1  ص :  26

تعقیب هدف واحد هرسوره با ذکر« بسم  الله الرحمن الرحیم» در اول آن

این نام شریف بر سر هر سوره تکرار شده است. نخست باید دانست که خدای سبحان کلمه« سوره» را در کلام مجیدش چند جا آورده است، از آنها می‏فهمیم که هر یک از این سوره‏ ها طائفه ‏ای از کلام خدا است، که برای خود و جداگانه، وحدتی دارند، نوعی از وحدت، که نه در میان ابعاض و افراد یک سوره هست و نه میان سوره ‏ای و سوره ‏ای دیگر.

از اینجا می‏فهمیم که اغراض و مقاصدی که از هر سوره به دست می‏آید مختلف است. هر سوره ‏ای غرضی خاص و معنای مخصوصی را ایفاء می‏کند، غرضی را که تا سوره تمام نشود آن غرض نیز تمام نمی‏شود، بنا بر این جمله« بسم الله...!» در هر یک از سوره ‏ها راجع به آن غرض واحدی است که در خصوص آن سوره تعقیب شده است!

 

 

هدف و فلسفه نزول سوره بقره

 

 ( المیزان ج : 1  ص :69 )

بیان اوصاف مخاطبین هدایت قرآن و  اهمیت ایمان به تمامی کتب آسمانی

« بِسمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ! الم! ذَلِک الْکتَب لا رَیْب  فِیهِ  هُدًی لِّلْمُتَّقِینَ‏!  الَّذِینَ یُوْمِنُونَ بِالْغَیْبِ وَ یُقِیمُونَ الصلَوهَ وَ ممَّا رَزَقْنَهُمْ یُنفِقُونَ‏! وَ الَّذِینَ یُوْمِنُونَ بمَا اُنزِلَ إِلَیْک وَ مَا اُنزِلَ مِن قَبْلِک وَ بِالاَخِرَهِ هُمْ یُوقِنُونَ‏! اُولَئک عَلی هُدًی مِّن رَّبِّهِمْ  وَ اُولَئک هُمُ الْمُفْلِحُونَ...‏!» (1تا5/بقره)

از آنجائی که این سوره به تدریج و بطور متفرق نازل شده، نمی‏توان غرض واحدی که مورد نظر همه آیاتش باشد در آن یافت، تنها می‏توان گفت: که قسمت عمده آن از یک غرض واحد و چشم‏گیر خبر می‏دهد و آن عبارتست از بیان این حقیقت که عبادت حقیقی خدای سبحان به این است که بنده او به تمامی کتابهائی که او به منظور هدایت وی و بوسیله انبیائش نازل کرده، ایمان داشته باشد و میان این وحی و آن وحی، این کتاب و آن کتاب، این رسول و آن رسول، فرقی نگذارد!

در این سوره علاوه بر بیان حقیقت نامبرده، کفار و منافقین تخطئه و اهل کتاب ملامت شده‏ اند که چرا میان ادیان آسمانی و رسولان الهی فرق گذاشتند؟

و در هر فرازی به مناسبت عده ‏ای از احکام از قبیل برگشتن قبله از بیت المقدس بسوی کعبه، احکام حج، ارث، روزه و غیر آن را بیان نموده، به فرازی دیگر پرداخته است.

و در این آیات نوزده ‏گانه که حال مومنین و کفار و منافقین را بیان می‏کند، از اوصاف معرف تقوی، تنها پنج صفت را ذکر می‏کند و آن عبارتست از:

ایمان به غیب، اقامه نماز، انفاق از آنچه خدای سبحان روزی کرده، ایمان به آنچه بر انبیاء خود نازل فرموده و به تحصیل یقین به آخرت!

دارندگان این پنج صفت را باین خصوصیت توصیف کرده: که چنین کسانی بر طریق هدایت الهی و دارای آن هستند! این طرز بیان بخوبی می‏فهماند که نامبردگان بخاطر اینکه از ناحیه خدای سبحان هدایت شده‏ اند، دارای این پنج صفت کریمه گشته ‏اند، ساده ‏تر این که ایشان متقی و( دارای پنج صفت نامبرده نشده ‏اند مگر به هدایتی از خدای تعالی!)

آنگاه کتاب خود را چنین معرفی می‏کند که: هدایت همین متقین است:

« لا ریب فیه هدی للمتقین!»

پس می‏فهمیم که هدایت کتاب، غیر آن هدایتی است که اوصاف نامبرده را در پی داشت و نیز می‏فهمیم که متقین، دارای دو هدایتند، یک هدایت اولی که بخاطر آن متقی شدند و یک هدایت دومی که خدای سبحان به پاس تقوایشان بایشان کرامت فرمود!

آن وقت مقابله بین متقین که گفتیم دارای دو هدایتند، با کفار و منافقین درست می شود، چون کفار هم دارای دو ضلالت، و منافقین دارای دو کوری هستند، یکی ضلالت و کوری اول، که باعث اوصاف خبیثه آنان از کفر و نفاق و غیره شد، دوم ضلالت و کوری‏ای که ضلالت و کوری اولشان را بیشتر کرد، اولی را بخود آنان نسبت داد و دومی را بخودش، که بعنوان مجازات دچار ضلالت و کوری بیشتری‏شان کرد!

پنج صفتی که خدای تعالی آنها را زمینه هدایت قرآنی خود قرار داده، صفاتی است که فطرت سالم در آدمی ایجاد می‏کند و در آیات مورد بحث به دارندگان چنین فطرتی وعده می دهد که بزودی بوسیله قرآنش ایشان را هدایت می‏کند، البته هدایتی زائد بر هدایت فطرتشان، پس اعمال پنج‏گانه نامبرده، متوسط میان دو هدایتند، هدایتی سابق بر آن اعمال، و هدایتی لا حق به آنها و اعتقاد صادق و اعمال صالح میان دو هدایت واسطه ‏اند، بطوریکه اگر بعد از هدایت فطرت ، آن اعتقاد و آن اعمال نباشد ، هدایت دومی دست نمی‏دهد!

 

هدف آیه 6و7 سوره بقره                    المیزان ج : 1  ص :  82

معرفی استثناء شدگان از هدایت قرآن

« إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا سوَاءٌ عَلَیْهِمْ ءَ اَنذَرْتَهُمْ اَمْ لَمْ تُنذِرْهُمْ لا یُوْمِنُونَ‏! خَتَمَ اللَّهُ عَلی قُلُوبِهِمْ وَ عَلی سمْعِهِمْ  وَ عَلی اَبْصرِهِمْ غِشوَهٌ  وَ لَهُمْ عَذَابٌ عَظِیمٌ‏!»

منظور از کفار در آیه فوق احتمال می ‏رود صنادید و سردمداران مشرکین قریش و بزرگان مکه باشند، آنهائی که در امر دین عناد و لجاجت بخرج داده و  در دشمنی با دین خدا از هیچ کوشش و کارشکنی کوتاهی نکردند، تا آنجا که خدای تعالی در جنگ بدر و سایر غزوات تا آخرین نفرشان را هلاک کرد.

 

هدف آیه 15 تا  29 سوره انفال               المیزان ج : 9  ص :  43

بیان نکات ضروری درباره اصول جنگ وجهاد در اسلام

« یَاَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُوا إِذَا لَقِیتُمُ الَّذِینَ کَفَرُوا زَحْفاً فَلا تُوَلُّوهُمُ الاَدْبَارَ...!»

این آیات متضمن نواهی و اوامری است راجع به جهاد اسلامی و مربوط و مناسب با داستان جنگ بدر و نیز مردم را تشویق و تحریک می‏کند بر ترس از خدا و زنهار می‏دهد از مخالفت خدا و رسول او و اینکه مردم خود را در معرض غضب خدای سبحان درآورند. در آنها اشاره به پاره ‏ای از وقایع که در جنگ بدر رخ داده و منت‏هایی که خداوند بر مومنین نهاده، نیز می‏کند!