جلد 15 - بهشت و جهنم و ابدیت

       

 بســــــــم الله الرحـــــمن الرحیـــــــــــم

 

 برای مشاهده متن کتاب روی تصویر بالا کلیک کنید!

 

 بخش های اصلی جلد پانزدهم عبارتند از:

 

         کتاب پنجاه و چهارم:  بهشت          

         کتاب پنجاه و پنجم:    جهنم

         کتاب پنجاه و ششم:    ابدیت، شفاعت،  لقاء الله

 

 

خلاصه کتاب ها ---   برای آشنائی اولیه با مباحث هر یک از کتاب ها،  خلاصه آنها در انتهای جدول دست راست قرار گرفته است! 

 

خلاصه ای منتخب از جلد پانزدهم ( کتاب پنجاه چهارم تا پنجاه و ششم )  

 

بهشت

                        

قسمت اول:   تنوع  بهشت ها

 

بهشت های سه گانه

 

در بـحــث از بهشتی که در داستان آدم ابوالبشر «ع» آمده این نکـــته روشن می شود که سه نوع بهشت وجود دارد:

  1. بهشت دنیائی برزخی که در آسمان بوده و آدم و همسرش را داخل آن کردند و از آنجا خارجش کردند.
  2. بهشت برزخی که مومنین بعد از مرگ تا قیامت در آن به سر می برند و از آن خارج می شوند.
  3. بهشت خلد آخرت که بعد از قیام قیامت، مومنین در آن به طور جاودانـــه وارد می شوند و بسر می برند، و از آن خارج نمی شوند.

 

وقتی در مورد گناه آدم در بهشت صحبت می شود، بهشت دنیائی است که آدم و همسرش داخل آن شدند، و هنوز در دارتکلیف و مورد توجه امر و نهی قرار نگرفته بودند. قرآن کریم در باره آن بهشت هیچ مطلبی بیان نکرده است.

آنچه از لغو و تاثیم در  قرآن کریم از بهشت نفی شده، از بهشت خلد نفی شده، یعنی آن بهشتی که مومنین در آخرت داخل آن میشوند، و همچنین از بهشت برزخی که بعد از مرگ و رحلت از دار تکلیف در آنجا بسر می‏برند.                                           

         المیزان ج : 1  ص :  194 تا 217

 

خوردنیها و نوشیدنیها و لذتهای جنسی در بهشت!

«. . . وَ لَکُمْ فِیهَا مَا تَشتَهِی اَنفُسکُمْ وَ لَکُمْ فِیهَا مَا تَدَّعُونَ‏،

  • نُزُلاً مِّنْ غَفُورٍ رَّحِیمٍ‏،
  • ...  و شما در بهشت هر چه دلتان بخواهد و بلکه هر چه طلب کنید در اختیار خواهید داشت،
  • اینها همه مراسمی است که قبلا برای پذیرایی شما از ناحیه خدای آمرزنده رحیم فراهم شده است.»

          آیه شریفه به آرزومندان بهشت بشارت می‏دهد به اینکه در آخرت هر خیر و لذتی را که تصور بشود، و برای شهوتشان ممکن باشد که اشتهای آن کند، دارا هستند، چه از خوردنیها و چه نوشیدنیها، و چه لذتهای جنسی، و چه غیر آن، بلکه از این هم وسیع‏تر و بالاتر دارند، و آن این است که هر چه را بخواهند بیش از آن را دارند، همچنان که فرمود:” لهم ما یشاون فیها و لدینا مزید!“ 

آیه 31 و32   سوره فصلت  المیزان ج : 17  ص :  593

 

شرایط ورود به بهشت

” اُولَئک فی جَنَّتٍ مُّکْرَمُونَ‏،

  • چنین کسانند که در باغهای بهشت مورد احترامند!“

خدای تعالی در قسمتی از آیات سوره معارج صفات و افعالی از انسانها را شمرده که منجر به بهشتی شدن آنها، و مکرم بودنشان در جنات، می شود و اینک جزئیاتی از آن اعمال و صفات را شرح می دهد:

اول از همه از میان همه امتیازات مومنینی که در آیات ذکر می‏شود نماز را اختصاص به ذکر می دهد، چون می خواهد شرافت نماز را رسانیده، و بفهماند نماز بهترین اعمال است. علاوه بر این، نماز اثر روشنی در دفع رذیله هلع مذموم دارد، چون در آیه ”ان الصلوه تنهی عن الفحشاء و المنکر،“ نماز را بازدارنده از هر فحشاء و منکر دانسته است.

” الذین هم علی صلاتهم دائمون،“ اینکه کلمه صلاه را به ضمیر هُم اضافه کرده دلالت دارد بر اینکه این مومنین بر خواندن نمازشان مداومت داشته‏ اند، نه اینکه دائما در نماز بوده ‏اند، و ستودن آنان به مداومت در نماز اشاره است به اینکه اثر هر عملی با مداومت در آن کامل می‏شود.

” و الذین فی اموالهم حق معلوم للسائل و المحروم،“ سپس آن مومنین را به رعایت و پرداخت حقی معلوم از اموال خود به سائل و محروم می ستاید.

” و الذین یصدقون بیوم الدین،“ آنچه از سیاق شمردن اعمال صالحه بر می‏آید این است که مراد از تصدیق یوم الدین این است که مصلین علاوه بر تصدیق قلبی روز جزا عملا هم آن را تصدیق می‏کنند، به این معنا که سیره زندگیشان سیره کسی است که معتقد است هر عملی که انجام دهد به زودی در مورد آن بازخواست، و بر طبق آن جزا داده می‏شود، حال چه اینکه عملی خیر باشد و چه شر، اگر خیر باشد جزای خیرش می‏دهند، و اگر شر باشد جزای شرش می‏دهند .

و تعبیر به ” یصدقون“ دلالت دارد بر اینکه تصدیقشان استمرار هم دارد، پس دائما مراقبند در هر عملی که می‏خواهند انجام دهند خدا را فراموش نکنند، اگر او آن عمل را خواسته انجامش دهند، و اگر نخواسته ترکش کنند.

” و الذین هم من عذاب ربهم مشفقون،“ و کسانی که از عذاب پروردگارشان ترسانند، که آنچه در باره تصدیق به یوم الدین گفتیم، در اینجا نیز می‏آید، پس هم ترس درونی دارند، و هم عملشان عملی است که از این ترس خبر می‏دهد .

و لازمه اشفاقشان از عذاب پروردگار، علاوه بر مداومتشان به اعمال صالحه و مجاهدتشان در راه خدا، این است که به اعمال صالحه خود اعتماد ندارند، و از عذاب خدا ایمن نیستند، چون ایمنی از عذاب با خوف و اشفاق نمی‏سازد.

و سبب و علت اشفاق از عذاب این است که عذاب در مقابل مخالفت است، پس بجز اطاعت درونی چیزی نیست که آدمی را از عذاب نجات دهد.

از سوی دیگر اطمینانی هم به نفس و درون آدمی نیست، چون ما زورمان به هوای نفسمان نمی‏رسد، مگر به آن مقدار توانایی که خدای سبحان به ما داده، خدایی که مالک هر چیز است، و مملوک چیزی نیست همچنان که خودش فرمود:” قل فمن یملک من الله شیئا.“

” ان عذاب ربهم غیر مامون،“ چون هیچ کس از عذاب پروردگارش ایمن نیست.  این جمله علت ترس مومنین از عذاب پروردگارشان را بیان نموده، روشن می‏سازد که مومنین در ترسیدن از عذاب مصابند، و وجه آن را در بالا بیان کردیم.

” و الذین هم لفروجهم حافظون ... هم العادون ،“  و کسانی که شهوت خود را حفظ می‏کنند، مگر در مورد همسران و کنیزان خود که به خاطر به کار بردن نیروی شهوت در آن موارد ملامت نمی‏شوند، پس اگر کسی برای اطفای شهوت به دنبال غیر آنچه یاد شد باشد چنین کسانی تجاوزگرند.

” و الذین هم لاماناتهم و عهدهم راعون،“ و کسانی که امانت‏ها و پیمان خود را محترم می‏شمارند.

آنچه از کلمه امانات زودتر از هر معنایی به ذهن می‏رسد، انواع امانت‏هایی است که مردم به یکدیگر اعتماد نموده، و هر یک به دیگری می‏سپارد، از قبیل مال و جان و عرض، و شخص امین رعایت آن را نموده در حفظش می‏کوشد و به آن خیانت نمی‏کند.

و ظاهرا مراد از کلمه عهد در آیه مورد بحث قراردادهای زبانی و عملی است که انسان با غیر می‏بندد، که فلان عمل را انجام و یا فلان امر را رعایت و حفظ کند، و بدون مجوز آن قرارداد را نقض ننماید.

” و الذین هم بشهاداتهم قائمون،“ و کسانی که پای شهادت‏های خود می‏ایستند.  معنای شهادت معلوم و معروف است و قائم بودن به شهادت به معنای این است که از تحمل و ادای آنچه تحمل کرده استنکاف نورزد، اولا وقتی او را شاهد می‏گیرند شهادت را تحمل کند، و ثانیا وقتی برای ادای شهادت دعوت می‏شود استنکاف نورزد، و بدون هیچ کم و زیادی آنچه دیده بگوید، و آیات قرآن در این باره بسیار است.

” و الذین هم علی صلاتهم یحافظون،“ و کسانی که بر نماز خود محافظت دارند. منظور از محافظت بر صلاه این است که صفات کمال نماز را رعایت کند، و آنطور که شرع دستور داده نماز بخواند .

                 ” اولئک فی جنات مکرمون،“ ایشان در بهشت‏ها محترمند!

آیه  22 تا 35 سوره معارج المیزان ج 20 ص 22

 

در بهشت خواب نیست

  •  
  • ” اَصحَب الْجَنَّهِ یَوْمَئذٍ خَیرٌ مُّستَقَرًّا وَ اَحْسنُ مَقِیلاً،
  • اهل بهشت آن روز قرارگاه بهتر و استراحت‏گاه نیکوتر دارند.“

کلمه مستقر و مقیل دو اسم مکان از استقرار و قیلوله هستند، اما استقرار که روشن است، و اما قیلوله به معنای استراحت در نصف روز است، چه اینکه همراه با خواب باشد و چه نباشد، و باید هم همینطور باشد، چون در بهشت خواب نیست.            

              آیه 24 سوره فرقان      المیزان ج : 15  ص :  279

 

محیط طبیعی،  و نعمت های بهشتی

اشاره ای به محل بهشت موعود

      ” وَ فی الاَرْضِ ءَایَتٌ لِّلْمُوقِنِینَ‏،

  • وَ فی اَنفُسِکمْ  اَ فَلا تُبْصِرُونَ‏،
  • وَ فی السمَاءِ رِزْقُکمْ وَ مَا تُوعَدُون،
  • فَوَ رَب السمَاءِ وَ الاَرْضِ إِنَّهُ لَحَقٌّ مِّثْلَ مَا اَنَّکُمْ تَنطِقُونَ‏،

         هم در زمین آیاتی هست برای اهل یقین،

  • و هم در درون وجود خودتان چرا آن آیات را نمی‏بینید،
  • و در آسمان، هم رزق شما هست و هم آنچه که وعده داده شده ‏اید،
  • پس به رب آسمانها و زمین سوگند که آنچه وعده داده شده ‏اید عینا مثل اینکه شما سخن می‏گویید حق است!“

 

وَ فی السمَاءِ رِزْقُکمْ وَ مَا توعَدُون!

بعضی از مفسرین گفته‏ اند: مراد از کلمه سَماء جهت بالا است، چون هر چیزی که بالای سر ما باشد و ما را در زیر پوشش خود قرار داده چنین چیزی را در لغت عرب سماء می‏گویند.

ممکن هم هست بگوییم اصلا منظور از آسمان معنای لغوی کلمه - که جهت بالا باشد- نیست، بلکه منظور از آن، عالم غیب باشد، چون همه اشیاء از عالم غیب به عالم شهود می‏آیند، که یکی از آنها رزق است که از ناحیه خدای سبحان نازل می‏شود.

وَ مَا توعَدُون!

یعنی: آنچه که وعده داده شده ‏اید نیز در آسمان است.

حال ببینیم منظور از آن چیست؟ ظاهرا مراد از آن، بهشتی است که به انسانها وعده‏ اش را داده، و فرموده ” عندها جنه الماوی.“

و اینکه بعضی گفته ‏اند که مراد از آن، بهشت و دوزخ و ثواب و عقاب هر دو است، با آیه شریفه” ان الذین کذبوا بایاتنا و استکبروا عنها لا تفتح لهم ابواب السماء و لا یدخلون الجنه حتی یلج الجمل فی سم الخیاط،“ نمی‏سازد، چون می‏فرماید: چنین کسانی درهای آسمانی برویشان گشوده نمی‏شود، پس معلوم می‏شود جهنم در آسمانها نیست.

بله، در قرآن کریم مکرر نازل شدن عذاب دنیوی را، به آسمان نسبت داده و مثلا فرموده:” فانزلنا علی الذین ظلموا رجزا من السماء،“ و آیاتی دیگر نیز این معنا را می‏رساند.

” فَوَ رَب السمَاءِ وَ الاَرْضِ إِنَّهُ لَحَقٌّ مِّثْلَ مَا اَنَّکُمْ تَنطِقُونَ‏،“ پس به پروردگار آسمان و زمین سوگند که آنچه ما گفتیم که رزقتان است و آنچه که وعده داده شده ‏اید که همان بهشت باشد- که خود رزقی دیگر است- در آسمان است. و این مطلبی است ثابت، و قضائی است حتمی، مثل حق بودن سخن گفتن خودتان، همان طور که در سخن گفتن خود شکی ندارید، در این گفته ما هم شک نداشته باشید.

و اما اینکه گفتیم بهشت هم رزقی است، دلیلش قرآن کریم است که در آیه شریفه” لهم مغفره و رزق کریم،“ بهشت را رزقی کریم خوانده است.

     آیه 20تا 23 سوره ذاریات  المیزان ج : 18  ص :  560

غرفه های بهشت

  • ” وَ الَّذِینَ ءَامَنُوا وَ عَمِلُوا الصلِحَتِ لَنُبَوِّئَنَّهُم مِّنَ الجَنَّهِ غُرَفاً تجْرِی مِن تحْتهَا الاَنْهَرُ خَلِدِینَ فِیهَا  نِعْمَ اَجْرُ الْعَمِلِین،
  • و کسانی که ایمان آورده و عمل صالح می‏کنند ما در غرفه‏ های بهشتی منزلشان می‏دهیم غرفه‏ هایی که از پایین آن نهرها جاری است و ایشان همیشه در آن خواهند بود و چقدر خوب است پاداش اهل عمل ! “

” غرفه“ به معنای خانه بسیار زیبایی است که در بلندی قرار داشته باشد.            

” لنبوئنهم“ به معنای جای دادن و منزل دادن کسی است برای همیشه در آن غرفه های بهشتی.        

    آیات  56 تا60 سوره عنکبوت    المیزان ج : 16  ص :  215

                                      

رضوان، قرب حضور، بهشت عدن،

و پاداشهای بهشتی

 

رضوان، مشیت مطلقه انسان در بهشت

  • ” قُلْ اَ وُنَبِّئُکم بِخَیرٍ مِّن ذَلِکمْ  لِلَّذِینَ اتَّقَوْا عِندَ رَبِّهِمْ جَنَّتٌ تَجْرِی مِن تحْتِهَا الاَنْهَرُ خَلِدِینَ فِیهَا وَ اَزْوَجٌ مُّطهَّرَهٌ وَ رِضوَنٌ مِّنَ اللَّهِ  وَ اللَّهُ بَصِیرُ بِالْعِبَادِ!
  • بگو آیا می‏خواهید شما را به بهتر از اینجا خبر دهم؟ کسانی که از خدا پروا داشته باشند نزد پروردگارشان بهشت ‏هائی دارند که از زیر سایه آن نهرها جاری است و ایشان در آن، زندگی جاودانه و همسرانی پاک داشته و خدا از آنان خشنود است و او به بندگان بینا است!“

کلمه رضوان به معنای رضا و خشنودی است، و آن حالتی است که در نفس آدمی هنگام برخورد با چیزی که ملایم طبع او است پیدا می‏شود، و نفس از پذیرفتن آن امتناع نمی‏ورزد، و در صدد دفع آن بر نمی‏آید.

در قرآن کریم مساله رضای خدای سبحان مکرر آمده، و باید دانست که رضایت خدا همانطور که بالنسبه به فعل بندگانش در باب اطاعت تصور دارد، همچنین در غیر باب اطاعت از قبیل اوصاف و احوال و غیره تصور دارد، (همان طور که می‏گوئیم نماز باعث رضای خدا است، همچنین می‏گوئیم تواضع و رقت قلب باعث خشنودی او است.)

چیزی که هست بیشتر مواردی که در قرآن کلمه رضای خدا آمده، (اگر نگوئیم همه مواردش،) از قبیل رضایت به اطاعت است، و به همین جهت است که در آیات زیر رضای خدا را با رضای بنده، مقابل هم قرار داده است.

رضایت خدا از بنده‏ اش به خاطر اطاعت او است، و رضایت بنده از خدا به خاطر پاداشی است که به او می‏دهد، و یا به خاطر حکمی است که به نفع او صادر می‏کند:

  • ” رضی الله عنهم و رضوا عنه، “
  • ” یا ایتها النفس المطمئنه ارجعی الی ربک راضیه مرضیه،“
  • ” و السابقون الاولون من المهاجرین و الانصار، و الذین اتبعوهم باحسان، رضی الله عنهم و رضوا عنه، و اعد لهم جنات....“

اینکه در این مقام یعنی مقام شمردن آنچه برای انسان خیر است، و مطابق با امور مورد علاقه زندگی دنیائی او است مساله رضایت خدا را شمرده، دلالت دارد بر اینکه خود رضوان نیز از خواسته‏ های انسانی، و یا مستلزم امری است که آن امر این چنین است، و به همین جهت بوده که در این آیه آنرا در مقابل جنات و ازواج ذکر کرده است .

در آیه: ” فضلا من ربهم و رضوانا،‌“ آن را در مقابل فضل ، و نیز در آیه: ”و مغفره من الله و رضوان،“ در مقابل مغفرت، و در آیه:” برحمه منه و رضوان،“ در مقابل رحمت ذکر فرمود.

و چه بسا با تدبر و دقت در معنای آنچه که ما گفتیم، و دقت در آیه: ”رضی الله عنهم ...،“ و آیه: ”راضیه مرضیه ...،“ بتوان نکته ‏ای را که آیه مورد بحث مبهم گذاشته، کشف نمود، برای اینکه در آیات نامبرده رضایت را به خود آنان زده، فرموده: ( خدا از ایشان راضی است،) و رضایت از شخص، غیر رضایت از فعل شخص است.

در نتیجه برگشت معنا به این می‏شود که خدای تعالی ایشان را در آنچه می‏خواهند از خود نمی‏راند، نتیجه این هم همان معنائی می‏شود که آیه:” لهم ما یشاون فیها - ایشان در بهشت هر چه بخواهند در اختیار دارند،“ آنرا افاده می‏کند، پس در رضوان خدا از انسان، مشیت مطلقه انسان وجود دارد.

آیه 15 سوره آل عمران    المیزان ج : 3  ص :  165تا 168

 

زندگی خانوادگی،

 خوراک و پوشاک بهشتیان

 

جمع شدن افراد خانواده های صالح در بهشت   

( جَنَّت عَدْنٍ یَدْخُلُونهَا وَ مَن صلَحَ مِنْ ءَابَائهِمْ وَ اَزْوَجِهِمْ وَ ذُرِّیَّتهِمْ و .... )

  • ” ... جَنَّت عَدْنٍ یَدْخُلُونهَا وَ مَن صلَحَ مِنْ ءَابَائهِمْ وَ اَزْوَجِهِمْ وَ ذُرِّیَّتهِمْ وَ الْمَلَئکَهُ یَدْخُلُونَ عَلَیهِم مِّن کلّ‏ِ بَابٍ‏،
  • سلَمٌ عَلَیْکم بِمَا صبرْتمْ  فَنِعْمَ عُقْبی الدَّارِ!
  • آیا کسی که می‏داند آنچه از پروردگارت به تو نازل شده حق است، با آنکه کور است یکسانند؟ ! فقط صاحبان خرد متذکر می‏شوند،
  • آنها که به پیمان خدا وفا می‏کنند و پیمان‏ شکنی نمی‏کنند،
  • و کسانی که آنچه را خدا به پیوستن آن فرمان داده پیوسته می‏دارند، و از خدای خویش می‏ترسند، و از بدی حساب بیم دارند،
  • و کسانی که به طلب رضای پروردگارشان صبوری کرده، نماز به پا داشته، و از آنچه روزیشان داده‏ ایم پنهان و آشکارا انفاق کرده ‏اند، و بدی را با نیکی رفع می‏کنند، ثواب آن سرا خاص ایشان است!
  • بهشتهای جاودانی که خودشان هر که از پدران و همسران و فرزندانشان شایسته بوده داخل آنشوند، و فرشتگان از هر دری بر آنها وارد می‏شوند، 
  • درود بر شما برای آن صبری که کردید، چه نیک است عاقبت آن سرای! “

آیه مورد بحث به بیانی که خواندید در قبال آیه:” یصلون ما امر الله به ان یوصل،“ قرار گرفته، و عاقبت این حق صله رحم را که اولوا الالباب بدان عمل نمودند بیان می‏کند، و ایشان را نوید می‏دهد به اینکه به زودی به صلحای ارحام و دودمانشان- از قبیل پدران و مادران و ذریه ‏ها و برادران، و خواهران، و غیر ایشان - می‏پیوندند.

جمله:” آبائهم و ازواجهم و ذریاتهم،“ با اینکه اسم مادران در آن نیست مع ذلک همه نامبردگان بالا را شامل است، چون مادران همسران پدرانند که کلمه ازواج شامل ایشان است، و برادران و خواهران و عموها و دائی‏ ها و اولاد آنان هم جزو ذریه‏ های پدرانند، که کلمه آبائهم شامل آنان می‏شود. و در آیه شریفه اختصار لطیفی بکار رفته است.

” و الملئکه یدخلون علیهم من کل باب سلام علیکم بما صبرتم فنعم عقبی الدار!“

این عقبی، سرانجام اعمال صالحی است که در هر بابی از ابواب زندگی بر آن مداومت دارند. و در هر موقعی که دیگران منحرف می‏گردند ایشان خویشتن‏داری نموده، خدا را اطاعت می‏کنند و خود را از گناه دور می‏دارند، و مصائب را تحمل می‏نمایند، و این صبرشان با خوف و خشیت توام است.

جمله:” سلام علیکم بما صبرتم فنعم عقبی الدار،“ حکایت کلام ملائکه است که اولوا الالباب را به امنیت و سلامتی جاودانی، و سرانجام نیک نوید می‏دهند، سرانجامی که هرگز دستخوش زشتی و مذمت نگردد.

    آیه 19تا26 سوره رعد    المیزان ج : 11  ص :  467

 

شرحی از اوصاف و لذایذ بهشت

 

1- با همسرانتان با هم داخل بهشت شوید!

 

  • ” یَاعِبَادِ لا خَوْفٌ عَلَیْکمُ الْیَوْمَ وَ لا اَنتُمْ تحْزَنُونَ‏،
  • الَّذِینَ ءَامَنُوا بِئَایَتِنَا وَ کانُوا مُسلِمِینَ‏،
  • ادْخُلُوا الْجَنَّهَ اَنتُمْ وَ اَزْوَجُکمْ تحْبرُونَ‏،
  • ای بندگان من نه هیچ ترسی امروز بر شما هست، و نه اندوهناک خواهید شد،
  • کسانی که به آیات ما ایمان آوردند و تسلیم اراده ما شدند،
  • داخل بهشت شوید هم خودتان و هم همسرانتان و به سرور پردازید!“

2- ایمنی از هر خوف و اندوه در قیامت

این آیه شریفه خطابی است که خدای تعالی در قیامت به متقین دارد، و در این خطاب ایشان را از هر ناملایمی احتمالی یا قطعی ایمنی می‏دهد، چون فرموده نه خوف دارید، و نه اندوه و مورد خوف ناملایم احتمالی است، و مورد اندوه ناملایم قطعی، و وقتی خوف و اندوه نداشته باشند، قطعا این دو قسم ناملایم را هم نخواهند داشت .

” الذین امنوا بایاتنا و کانوا مسلمین،“  منظور از آیات خدا همه آن چیزهایی است که بر وجود خدای تعالی دلالت می‏کند، چه پیغمبر باشد، و چه کتاب، و چه معجزه، و چه چیزهای دیگر. و منظور از اسلام، تسلیم بودن به اراده و اوامر خدای عز و جل است.

3- ورود به بهشت و شادمانی همراه همسران دنیائی

” ادخلوا الجنه انتم و ازواجکم تحبرون،“ ظاهر اینکه امر می‏فرماید به داخل شدن در بهشت، این است که مراد از ازواج همان همسران مومن در دنیا باشد، نه حور العین، چون حور العین در بهشت هستند، و خارج آن نیستند تا با این فرمان داخل بهشت شوند .

و کلمه” تحبرون“ به معنای سروری است که آثارش در وجهه انسان نمودار باشد. و معنای جمله این است که: داخل بهشت شوید شما و همسران مومنتان در حالی که خوشحال باشید، آن چنان که آثار خوشحالی در وجهه شما نمودار باشد، و یا آن چنان که بهترین قیافه را دارا باشید.

    آیه 68 تا 73 سوره زخرف  المیزان ج : 18  ص :  182

 

قرین بودن با حوریان بهشتی نه ازدواج و زناشوئی!

” متکئین علی سرر مصفوفه و زوجناهم بحور عین،

بهشتیان در حالی می‏خورند و می‏نوشند که بر کرسی‏های بهم پیوسته تکیه داده ‏اند، و ما ایشان را با حور العین تزویج کرده ‏ایم.“

ایشان بر پشتی‏ها و بالش‏ها تکیه دارند، در حالی که بر روی مبلهای ردیف هم، قرار گرفته باشند. و ما ایشان را با حور العین تزویج کرده ‏ایم.

منظور از تزویج قرین شدن دو نفر با همند. و معنای جمله این است که: ما ایشان را قرین حور العین کردیم، نه اینکه میان آنان عقد زناشویی برقرار ساختیم.                      

      آیه 17 تا 28 سوره طور   المیزان ج 19 ص 15

 

 

ابدیت

شفاعت و لقاءالله

 

زندگی آخرت

 

زندگی بهتر در تعالیم قرآن

  • ” ...  قُلْ مَتَعُ الدُّنْیَا قَلِیلٌ وَ الاَخِرَهُ خَیرٌ لِّمَنِ اتَّقَی وَ لا تُظلَمُونَ فَتِیلاً،
  • ... بگو زندگی دنیا اندک و زندگی آخرت برای کسی که تقوا پیشه کند بهتر است و شما حتی به مقدار تحک هسته خرما ستم نخواهید شد.“

زندگی دنیا در تعلیم قرآنی متاعی است قلیل که چند صباحی مورد بهره‏ وری قرار می‏گیرد و سپس سریع از بین رفته، اثری از آن باقی نمی‏ماند، و به دنبال آن زندگی آخرت است که حیاتی است باقی و حقیقی، معلوم است که چنین حیاتی از حیات دنیا بهتر است.

    آیه 77 سوره نساء     المیزان ج : 5  ص :  5

آخرت: تحقق هدف خلقت

  • ” اَ وَ لَمْ یَتَفَکَّرُوا فی اَنفُسِهِم  مَّا خَلَقَ اللَّهُ السمَوَتِ وَ الاَرْض وَ مَا بَیْنهُمَا إِلا بِالْحَقّ‏ِ وَ اَجَلٍ مُّسمًّی  وَ إِنَّ کَثِیراً مِّنَ النَّاسِ بِلِقَای رَبِّهِمْ لَکَفِرُونَ‏،
  • آیا در نفس خود نمی‏اندیشند که خدا آسمانها و زمین و آنچه بین آن دو است جز به حق نیافریده و جز برای مدتی معین خلق نکرده ؟ ولی بسیاری از مردم به مساله معاد و دیدار پروردگار خود کافرند.“

مراد از حق بودن خلقت آسمانها و زمین و آنچه بین آن دو است، و خلاصه حق بودن همه عوالم محسوس، این است که: خلقت آن عبث و بی نتیجه نبوده، که موجود شود و بعد معدوم گردد، و دوباره موجود گشته و سپس معدوم شود، بدون اینکه غرضی و هدفی از آن منظور باشد، پس خدای تعالی اگر عالم را خلق کرده به خاطر غایت و نتیجه‏ ای بوده که بر خلقت آن مترتب بوده است.

هیچ یک از اجزای عالم تا بی نهایت باقی نمی‏ماند، بلکه روزی فانی می‏شود، و وقتی یک یک اجزای عالم، و نیز مجموع آن، مخلوقی دارای نتیجه و غایت باشد، و نیز وقتی هیچ یک از اجزای آن دائمی نباشد، معلوم می‏شود غایت و نتیجه آن بعد از فنای آن مترتب می‏شود، و این همان آخرتی است که بعد از گذشتن عمر دنیا و فنای آن ظاهر می‏شود .

( مستند:آیه 8 سوره روم      المیزان ج : 16  ص :  237)

 

زندگی آخرت در دنیا

  • ” لَقَدْ کُنْتَ فی‏ غَفْلَهٍ مِنْ هذا فَکَشَفْنا عَنْکَ غِطاءَکَ فَبَصَرُکَ الْیَوْمَ حَدید!
  •  تو از این زندگی غافل بودی، ما پرده ‏ات را کنار زدیم، اینک دیدگانت خیره شده است! “

 

زندگی آخرت در دنیا نیز هست، لکن پرده‏ ای میانه ما و آن حائل شده است.

( به جان خودم!  اگر در قرآن کریم در این باره هیچ آیه‏ ای نبود بجز آیه فوق کافی بود، چون لغت غفلت در موردی استعمال می شود که آدمی از چیزی که پیش روی او و حاضر نزد او است بی خبر بماند، نه در مورد چیزی که اصلا وجود ندارد، و بعدها موجود می شود،) پس معلوم می شود زندگی آخرت در دنیا نیز هست، لکن پرده ‏ای میانه ما و آن حائل شده است.  دیگر این که کشف غطاء و پرده برداری از چیزی می شود که موجود و در پس پرده است، اگر آنچه در قیامت آدمی می‏بیند، در دنیا نباشد، صحیح نیست در آن روز به انسانها بگویند: تو از این زندگی در غفلت بودی، و این زندگی برایت مستور و در پرده بود، ما پرده‏ ات را بر داشتیم، و در نتیجه غفلت مبدل به مشاهده گشت!

( مستند: آیه 22 سوره ق  و بیان ذیل  آیه 26 سوره بقره   المیزان ج : 1  ص :  175)

 

خلق جدید یا عالم آخرت

  • ” اَ فَعَیِینَا بِالْخَلْقِ الاَوَّلِ  بَلْ هُمْ فی لَبْسٍ مِّنْ خَلْقٍ جَدِیدٍ،
  • مگر ما از آفریدن بار نخست عالم خسته شدیم؟ نه همه این حرفها را می‏دانند ولی نسبت به خلقت جدید در قیامت شک دارند.“

مراد از خلق اول، خلقت این نشاه طبیعت با نظامی است که در آن جاری است، و یکی از انواع موجودات آن خلقت همانا انسان است، البته انسان دنیایی، همچنان که فرموده:” یوم تبدل الارض غیر الارض و السموات و برزوا لله الواحد القهار،“ و خلقت جدید به معنای خلقت نشاه جدید است که منظور از آن، نشاه آخرت است.

” بل هم فی لبس من خلق جدید،“ مراد از خلق جدید، تبدیل نشاه دنیا به نشاه‏ای دیگر و دارای نظامی دیگر غیر از نظام طبیعی است که در دنیا حاکم است، برای اینکه در نشاه اخری - که همان خلق جدید است- دیگر مرگ و فنائی در کار نیست، تمامش زندگی و بقاء است. چیزی که هست اگر انسان اهل سعادت باشد نعمتش خالص، نعمت است و نقمت و عذابی ندارد. و اگر از اهل شقاوت باشد بهره ‏اش یکسره نقمت و عذاب است و نعمتی ندارد.

در روایات اسلامی در کتاب توحید به سند خود از عمرو بن شمر، از جابر بن یزید روایت کرده که گفت: من از امام ابی جعفر علیه‏ السلام پرسیدم: آیه شریفه” افعیینا بالخلق الاول بل هم فی لبس من خلق جدید،“ چه معنا دارد؟ حضرت فرمود: ای جابر، تاویل این آیه چنین است که وقتی این عالم و این خلقت فانی شود، و اهل بهشت در بهشت و اهل آتش در آتش جای گیرند، خدای تعالی دست به خلقت عالمی غیر این عالم می‏زند، و خلقتی جدید می‏آفریند، بدون اینکه مرد و زنی داشته باشند، تنها کارشان عبادت و توحید خدا است، و برایشان سرزمینی خلق می‏کند غیر از این زمین تا آن خلایق را بر دوش خود بکشد، و آسمانی برایشان خلق می‏کند غیر از این آسمان، تا بر آنان سایه بگستراند .

و شاید تو خیال می‏کردی خدا تنها همین یک عالم را خلق کرده، و یا می‏پنداشتی که غیر از شما دیگر هیچ بشری نیافریده است؟

به خدا سوگند هزار هزار عالم، و هزار هزار آدم آفریده که تو فعلا در آخرین آن عوالم هستی، و در دودمان آخرین آن آدمها قرار داری!

                                           ( مستند:آیه 15 سوره ق  المیزان ج : 18  ص :  517)

 

بحثی در بدن آخرتی

  • ”  إِن کلُّ نَفْسٍ لمّا عَلَیهَا حَافِظٌ،
  • هیچ انسانی نیست مگر آنکه نگهبانی بر او موکل است.“

عده ای گفته اند: اعاده انسان بعینه از محالات است، و محال تحقق و هستی نمی‏پذیرد چون انسانی که می‏خواهد در آخرت خلق شود مثل انسان دنیوی است، نه عین او که در دنیا بود، و معلوم است که مثل من غیر از خود من است.

جواب این است که: شخصیت یک انسان به نفس و یا به عبارت دیگر به روح او است، نه به بدن او، در آخرت هم وقتی خدای تعالی بدن فلان شخص را خلق کرد، و نفس و یا به عبارتی روح او را در آن بدن دمید قطعا همان شخصی خواهد شد که در دنیا به فلان اسم و رسم و شخصیت شناخته می‏شد، هر چند که بدنش با صرفنظر از نفس، عین آن بدن نباشد بلکه مثل آن باشد .  

                                 ( مستند: آیه  4  سوره طارق المیزان ج 20 ص 430)

 

نفس مومن، خط سیر منتهی به خدا

 

           « یَاَایهَا الَّذِینَ ءَامَنُوا عَلَیْکُمْ اَنفُسکُمْ ...!»       

           از اینکه خدای تعالی با جمله:” علیکم انفسکم،“ مومنین را امر به پرداختن به نفس خود نموده، بخوبی فهمیده می‏شود که راهی که به سلوک آن امر فرموده، همان نفس مومن است، زیرا وقتی گفته می‏شود: زنهار راه را گم مکن، معنایش نگهداری خود راه است نه جدا نشدن از راهروان، پس در اینجا هم که می‏فرماید: زنهار که نفسهایتان را از دست دهید، معلوم می شود نفس‏ها همان راه هستند نه راهرو، چنانکه نظیر این معنا در آیه:” و ان هذا صراطی مستقیما فاتبعوه و لا تتبعوا السبل فتفرق بکم عن سبیله،“ به چشم می‏خورد.

           اگر خدای تعالی مومنین را در مقام تحریک به حفظ راه هدایت امر می‏کند به ملازمت نفس خود، معلوم می‏شود نفس مومن همان طریقی است که باید آنرا سلوک نماید، بنا بر این نفس مومن طریق و خط سیری است که منتهی به پروردگار می شود، نفس مومن راه هدایت اوست، راهی است که او را به سعادتش می‏رساند .

           نفس هر آنی در حرکت و در طی مسافت است، و منتهای سیرش خدای سبحان است، چون نزد اوست حسن ثواب یعنی بهشت.

           رسول الله صلی‏ الله‏ علیه‏ وآله‏ وسلّم در روایتی که شیعه و سنی آنرا نقل کرده ‏اند فرموده: من عرف نفسه فقد عرف ربه - هر که خود را شناخت خدای خود را شناخته است!

           از آیات استفاده می‏شود: طریق انسان بسوی خداوند همان نفس انسان است، زیرا جز خود انسان چیز دیگری نیست که طریق انسان باشد، خود اوست که دارای تطوراتی گوناگون و درجات و مراحلی است مختلف، روزی جنین، روزی کودک، زمانی جوان و زمانی پیر می‏شود و پس از آن در عالم برزخ ادامه حیات می‏دهد، و روزی در قیامت و پس از آن در بهشت و یا در دوزخ بسر می‏برد.

           این است آن مسافتی که هر انسان از بدو وجود تا انتهای سیرش که به مقتضای آیه کریمه” و ان الی ربک المنتهی،“ قرب به ساحت مقدس باری تعالی است، آن مسافت را می‏پیماید .

           این طریق مانند راههای دیگر اختیاری نیست، و اصولا برای این طریق، شبیه و نظیری نیست تا کسی یکی از آن دو را انتخاب و اختیار کند، بلکه این طریق همانطوری که از آیه: ” یا ایها الانسان انک کادح الی ربک کدحا فملاقیه،“ استفاده می‏شود طریقی است اضطراری، و چاره ‏ای جز پیمودن آن نیست، طریقی است که مومن و کافر، آگاه و غافل، و خلاصه همه و همه در آن شرکت دارند .

           این تربیت، تربیتی است تکوینی، نظیر تربیتی که خدای سبحان در غیر آدمیان و جمیع کائنات در مسیری که همگی بسوی خدای خود دارند اعمال نموده، و خودش فرموده است: ” الا الی الله تصیر الامور،“ و چگونگی این تربیت بین هیچ موجودی و موجود دیگری تفاوت ندارد، زیرا این صراط صراطی است مستقیم، و امری است متشابه، و شامل جمیع کائنات، همچنان که فرموده:” ما تری فی خلق الرحمن من تفاوت.“

           و خدای سبحان سرانجامی را که کار آدمی از جهت سعادت و شقاوت و رستگاری و حرمان به آنجا منتهی می‏شود مبنی بر احوال و نفسانیاتی نموده، که آن احوال خود مبنی بر اعمالی است از انسان که به دو نوع صالح و طالح و یا تقوا و فجور تقسیم می‏شود، کما اینکه فرموده:” و نفس و ما سویها فالهمها فجورها و تقویها قد افلح من زکیها و قد خاب من دسیها. “         

      (مستند: آیه 105 سوره مائده   المیزان ج : 6  ص :  238)

 

 

در کتاب پنجاه و چهارم شما این مطالب را می خوانید:

بخش اول:  شناخت بهشت ها

فصل اول : مقدماتی درباره  بهشت های خدا                     10

قسمت اول:   تنوع  بهشت ها             10

بهشت های سه گانه

بهشت دنیا و بهشت آخرت،  و مسئلۀ جاودانه بودن

بهشت آدم کجا بوده است؟

بهشت برزخی مومنین

دو بهشت مخصوص پرستندگان خالص خدا

 نشانه های دو بهشت مخصوص خائفان، در قرآن

دو بهشت دیگر مخصوص اصحاب یمین

بهشت های اختصاصی هر یک از مقربان (سابقون)

زندگی اختصاصی مُخلَصین درجنات نعیم

مثالی از بهشت موعود متقین

وصف دیگری از بهشت موعود متقین

همسر فرعون و خانۀ آرزوی او در بهشت و نزد خدا

 

قسمت دوم:   دانستنی هائی درباره بهشت                         24

خوردنیها و نوشیدنیها و لذتهای جنسی در بهشت!

برآورده شدن همه خواست ها در بهشت

سرمایه در بهشت تنها خواستن است!

دعوت کنندگان به بهشت

وارد شوندگان به بهشت

شرایط ورود به بهشت

از شرایط ورود به جنت:   ثبات در فتنه ها

برای ورود به بهشت حقیقت ایمان لازم است!

برای چه کسانی درهای آسمان و بهشت باز نمی شود؟

حرام بودن جنت برای معتقدین به شریک برای خدا

محرومیت از بهشت بخاطر علوخواهی و فساد

 

فصل دوم :   محیط طبیعی،  و نعمت های بهشتی       37

اشاره ای به محل بهشت موعود

بهشت و وسعت آن

وسعت بهشت، مانند وسعت آسمان و زمین

غرفه های بهشت

غرفه های بلند بهشت و مناظرش

ایمنی در قصرها و غرفات بهشت

نهرهای جاری در قصرهای رفیع بهشتی

انواع رودهای جاری در بهشت موعود

درهای هشتگانه بهشت

چشمه ای که در بهشت می جوشد!

چشمه سلسبیل،  و اوصافی از بهشت خوبان

رحیق مختوم، و شراب بی غش آمیخته با آب چشمه تسنیم!

بساط عالی، در کنار چشمه های جاری

لباسهای حریر و دستبندهای طلا و مروارید

لباس حریر و دستبندهای طلا و مروارید در جنات عدن

سایه درختان بهشت، و میوه های بهشتی

قسمتهائی از بهشت  ( در  مشاهدات رسول الله در شب معراج )

 

فصل سوم: رضوان، قرب حضور                            53

                   بهشت عدن،و پاداشهای بهشتی             

رضوان، مشیت مطلقه انسان در بهشت

اهل بهشت در بهشت چه می خواهند؟

قصرهای بهشت عدن، و رضوان

مغفرت و رضوان خدا در قیامت

درجه اعظم، رحمت، رضوان، جنت و اجرعظیم

در جنات نعیم

اهل بهشت دار السلام و قرب حضور

طوبی، زندگی پاکیزه تر

جنات عدن، خانه آخرت متقین

شرحی از جنات عدن پاداش ایمان و عمل صالح

جنت فردوس، وآمادگی برای پذیرائی از مومنان

تعریف جنت فردوس در روایات اسلامی

وارثان جاودان فردوس

شرحی از جنات عدن و وارثان آن

روزی که پرهیزکاران به مقام قرب وارد می شوند!

بهشت عدن پاداش اعتقاد حق و عمل صالح

مقامات قرب، درجات ولایت،  بهشت

جنت ماوی، عطیه ای برای مومنین با اعمال صالح

سدره المنتهی، و جنت الماوی

مساکن طیب در باغهای عدن پاداش جهادگران با مال و جان

جنت نعیم پاداش متقین

جنات عدن، پاداش بهترین های خلق خدا !

 

فصل چهارم:   اعراف،  و ساکنان آن                                71

اعراف،  و  رجال اعراف

اعراف در قرآن به چه معنا است؟

ندای رجال اعراف به دوزخیان و بهشتیان

گفتگوی بهشتیان با دوزخیان

درخواست جهنمیان از بهشتیان

 

فصل پنجم :   بهشتیان  و زندگی در بهشت                78        

قسمت اول:   ابرار در بهشت                                                    78                         

ابرار، و اعمالی که آنها را بهشتی کرد!

پذیرائی بهشتی از ابرار

خوبان برای رسیدن به بهشت خوبان چه کارها کردند!

اشاره زیبای قرآن  به حرمت فاطمه«س»  نزد پروردگار

احوال ابرار در نعیم

 

 قسمت دوم:   متقین در بهشت                                       87

 متقین :  و جایگاه آنها در جنات و عیون 

اجازه استفاده متقین از نعم بهشتی

پذیرائی از متقین در بهشت

متقین،  و شرحی از جنات و عیون و  امنیت ساکنین آن

مثالی از بهشت موعود متقین

متقین در بازگشتی نیکو

                      

 قسمت سوم:   اصحاب یمین در بهشت                            96

اصحاب یمین و جایگاه آنها در بهشت؟

 

قسمت چهارم:  مقربان و مخلَصین در بهشت                    98

بهشت های اختصاصی هر یک از مقربان (سابقون)

رضی الله عنهم و رضوا عنه

مسابقه در مغفرت و بهشت الهی

زندگی اختصاصی مُخلَصین در جنات نعیم

 

 قسمت پنجم :  نفس مطمئنه و دیگر ساکنان جنت              105                                    

اذن ورود نفس مطمئنه به بهشت خدا

نفس مطمئنه در لحظات شنیدن ندای ارجعی!

بهشتیانی که بهشت برایشان آشناست!

بهشتیان، و آنچه از دنیا با خود برده‏اند!

وارثان بهشت :  صاحبان ایمان و عمل صالح

انتقال سهم بهشت محروم شدگان به صاحبان ایمان و عمل صالح

وعده تدارک بهشت جاوید برای جهادگران با مال و جان

وعده قطعی بهشت، پاداش جهادگران

بهشت جاوید پاداش استقامت در راه خدا

نشانه بهشتیان:  اطمینان و آرامش به یاد خدا

جانب اهل جنت را نگه دارید!

ایمان و عمل صالح، رزق و توفیق الهی بسوی بهشت

تنعم بهشتیان در روز غاشیه

شرحی از زندگانی بهشتیان ( مشاهدات رسول الله در شب معراج )

گردش در باغهای بهشت، مجالس ذکر خدا

سلام گفتن بهشتیان به هم در ورود به جنت

شرحی از قیامت مومنین: استقبال ملائکه بهشت

شرحی از نعیم بهشتیان

ساکنان بهشت عدن با لباس حریر و دستبندهای طلا و مروارید

اِشراف اهل بهشت به دوستان خود در جهنم

دخول در زندگی بهشتی، رستگاری عظیم

فوز کبیر، پاداش مومنان با اعمال صالح

پاداش صاحبان دین حق

نور مومنین و مومنات در روز قیامت و بشارت بهشت

استقبال ملائکه و بشارت به مومنین با استقامت

 

فصل ششم : زندگی خانوادگی، خوراک و پوشاک بهشتیان     126

جمع شدن افراد خانواده های صالح در بهشت

ملحق شدن فرزندان بهشتیان به پدران خود در بهشت

                 شرحی از اوصاف و لذایذ بهشت                             

با همسرانتان با هم داخل بهشت شوید!

قرین بودن با حوریان بهشتی نه ازدواج و زناشوئی!

شرحی از زندگی و عیش گوارای بهشتیان                       

گفتگوی بهشتیان در مورد نجات خانواده هایشان

آیا لذایذ و شهوات دنیا در بهشت ادامه دارد؟

لذایذ مشترک دنیوی و لذایذ اختصاصی بهشت

وَ لهُم مَّا یَدَّعُونَ‏- هرچه به خواهند آماده است!

تامین بلا انقطاع غذا و رزق بهشتیان

لباس و آرایش ساکنان بهشت عدن

مشخصات حوریان بهشتی مخصوص مخلَصین

وصف همسران بهشتی

همسران پاکیزه بهشتی

همسران پاک بهشتی و نعمتهای بهتر

شرحی از بهشت، نعمتها و حوریان بهشتی

مشخصات شراب بهشتی