جلد 13- مبانی حکومت اسلامی در قرآن

 بســــــــم الله الرحـــــمن الرحیـــــــــــم

 برای مشاهده متن کتاب روی تصویر بالا کلیک کنید!

 

بخش های اصلی جلد سیزدهم عبارتند از:

 

          کتاب چهل و پنجم :    حکومت اسلامی

         کتاب چهل و ششم:     قانون در قرآن – مجازات اسلامی

         کتاب چهل و هفتم:     مبانی احکام نظامی و جهادی اسلام ( جنگ و صلح )

         کتاب چهل و هشتم:    اداره کشور اسلامی - روش های مدیریت

 

 

خلاصه کتاب ها ---   برای آشنائی اولیه با مباحث هر یک از کتاب ها،  خلاصه آنها در انتهای جدول دست راست قرار گرفته است! 

 

خلاصه ای منتخب از جلد سیزدهم ( کتاب چهل و پنجم تا چهل و هشتم ) 

 

مبانی نظریه حکومت در قرآن

 

هدف از تاسیس حکومت در اسلام

 

شارع دین اسلام، برای حفظ احکام اسلامی، حکومتی تاسیس کرده، و اولی الامری معین نموده، و از آنهم گذشته، تمامی افراد را بر یکدگر مسلط نموده، و حق حاکمیت داده، تا یک فرد ( هر چند از طبقه پائین اجتماع باشد،) بتواند فرد دیگری را ( هر چند که از طبقات بالای اجتماع باشد،) امر بمعروف و نهی از منکر کند.

 

این تسلط را با دمیدن روح دعوت دینی، زنده نگه داشته است، چون دعوت دینی که وظیفه علمای امت است، متضمن انذار و تبشیرهائی به عقاب و ثواب در آخرت است، و به این ترتیب اساس تربیت جامعه را بر پایه تلقین معارف مبدء و معاد بنا نهاده است .

این است آنچه که هدف همت اسلام از تعلیمات دینی است، که خاتم پیامبران آن را آورد، و هم در عهد خود آنجناب، و هم بعد از آنجناب تجربه شد، و خود آن حضرت آن را در مدت نبوتش پیاده کرد، و حتی یک نقطه ضعف در آن دیده نشد، بعد از آن جناب هم تا مدتی به آن احکام عمل شد.

( مستند: بحث اجتماعی ذیل آیه 48  سوره بقره   المیزان ج : 1  ص :  282 )

 

بحثی در نظام اجتماعی اسلام بعد از رسول الله «ص»

تمام آنچه گفته شد در باره نظام اجتماعی اسلام در زمان حیات رسول خدا ص بود، و اما بعد از رحلت آن جناب مساله، مورد اختلاف واقع شد، یعنی اهل تسنن گفتند: انتخاب خلیفه، رسول خدا ص و زمامدار و ولی مسلمین با خود مسلمین است، ولی شیعه یعنی پیروان علی بن ابی طالب صلوات الله علیه گفتند: خلیفه رسول خدا صلی‏ الله‏ علیه ‏وآله ‏وسلّم‏ از ناحیه خدا و شخص رسول الله ص تعیین شده و بر نام یک یک خلفا تنصیص شده است و عدد آنان دوازده امام است که اسامیشان و دلیل امامتشان بطور مفصل در کتب کلام آمده است، و خواننده می‏تواند در آنجا به استدلالهای دو طایفه اطلاع یابد.

لیکن بهر حال امر حکومت اسلامی بعد از رسول خدا صلی‏ الله‏ علیه‏ وآله ‏و سلّم‏ و بعد از غیبت آخرین جانشین آن جناب صلوات الله علیه یعنی در مثل همین عصر حاضر، بدون هیچ اختلافی به دست مسلمین است، اما با در نظر گرفتن معیارهائی که قرآن کریم بیان نموده و آن این است که:

 اولا: مسلمین باید حاکمی برای خود تعیین کنند .

ثانیا: آن حاکم باید کسی باشد که بتواند طبق سیره رسول الله صلی‏ الله‏ علیه ‏وآله ‏وسلّم حکومت نماید و سیره آن جناب سیره رهبری و امامت بود نه سیره سلطنت و امپراطوری.

ثالثا: باید احکام الهی را بدون هیچ کم و زیاد حفظ نماید.

رابعا: در مواردی که حکمی از احکام الهی نیست( از قبیل حوادثی که در زمانهای مختلف یا مکانهای مختلف پیش می‏آید،) با مشورت عقلای قوم تصمیم بگیرند که بیانش گذشت، دلیل بر همه اینها آیات راجع به ولایت رسول خدا ص‏ است، به اضافه آیه شریفه زیر که می‏فرماید:

  • ” لقد کان لکم فی رسول الله اسوه حسنه ! “

( مستند: آیه 200 سوره آل عمران   المیزان ج : 4  ص :  143 )

 

پایه های اساسی یک کشور اسلامی

 

پایه اول:     وحدت  و  توحید کلمه

 

  • ” وَ اعْتَصِمُوا بحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعاً وَ لا تَفَرَّقُوا  وَ اذْکُرُوا نِعْمَت اللَّهِ عَلَیْکُمْ إِذْ کُنتُمْ اَعْدَاءً فَاَلَّف بَینَ قُلُوبِکُمْ فَاَصبَحْتُم بِنِعْمَتِهِ إِخْوَاناً وَ کُنتُمْ عَلی شفَا حُفْرَهٍ مِّنَ النَّارِ فَاَنقَذَکُم مِّنهَا  کَذَلِک یُبَینُ اللَّهُ لَکُمْ ءَایَتِهِ لَعَلَّکمْ تهْتَدُونَ‏ !“
  • « و همگی به وسیله حبل خدا خویشتن را حفظ کنید و متفرق نشوید و نعمت خدا بر خویشتن را بیاد آرید، بیاد آرید که با یکدیگر دشمن بودید و او بین دلهایتان الفت برقرار کرد و در نتیجه نعمت او برادر شدید، و در حالی که بر لبه پرتگاه آتش بودید، او شما را از آن پرتگاه نجات داد، خدای تعالی این چنین آیات خود را برایتان بیان می‏کند تا شاید راه پیدا کنید!“

 

اسلام برای تامین سعادت دنیا و آخرت بشر اصلاحات خود را از دعوت به توحید شروع کرد، تا تمامی افراد بشر یک خدا را بپرستند، و آنگاه قوانین خود را بر همین اساس تشریع نمود و تنها به تعدیل خواست‏ها و اعمال اکتفا نکرد، بلکه آن را با قوانینی عبادی تکمیل نمود و نیز معارفی حقه و اخلاق فاضله را بر آن اضافه کرد.

آنگاه ضمانت اجرا را در درجه اول به عهده حکومت اسلامی و در درجه دوم به عهده جامعه نهاد، تا تمامی افراد جامعه با تربیت صالحه علمی و عملی و با داشتن حق امر به معروف و نهی از منکر در کار حکومت نظارت کنند.

و از مهم‏ترین مزایا که در این دین به چشم می‏خورد ارتباط تمامی اجزای اجتماع به یکدیگر است، ارتباطی که باعث وحدت کامل بین آنان می‏شود، به این معنا که روح توحید در فضائل اخلاقی که این آئین بدان دعوت می‏کند ساری و روح اخلاق نامبرده در اعمالی که مردم را بدان تکلیف فرموده جاری است، در نتیجه تمامی اجزای دین اسلام بعد از تحلیل به توحید بر می‏گردد و توحیدش بعد از تجزیه به صورت آن اخلاق و آن اعمال جلوه می‏کند، همان روح توحید اگر در قوس نزول قرار گیرد آن اخلاق و اعمال می‏شود و اخلاق و اعمال نامبرده در قوس صعود همان روح توحید می‏شود، همچنانکه قرآن کریم فرمود:   ” الیه یصعد الکلم الطیب و العمل الصالح یرفعه !“

 ( مستند: آیه 103 سوره آل عمران   المیزان ج : 3  ص :  572 )

 

پایه دوم:   امر به معروف و نهی از منکر

 

  • ” وَ لْتَکُن مِّنکُمْ اُمَّهٌ یَدْعُونَ إِلی الخَیرِ وَ یَاْمُرُونَ بِالمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ  وَ اُولَئک هُمُ الْمُفْلِحُونَ‏!
  • وَ لا تَکُونُوا کالَّذِینَ تَفَرَّقُوا وَاخْتَلَفُوا مِن بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْبَیِّنَت وَاُولَئک لَهُمْ عَذَابٌ عَظِیمٌ‏،
  • باید از میان شما طایفه‏ ای باشند که مردم را به سوی خیر دعوت نموده، امر به معروف و نهی از منکر کنند، و این طایفه همانا رستگارانند،
  • و شما مانند اهل کتاب نباشید که بعد از آن که آیات روشن به سویشان آمد اختلاف کردند و دسته دسته شدند و آنان عذابی عظیم خواهند داشت! “

 

مجتمع صالحی که علمی نافع و عملی صالح دارد، باید علم و تمدن خود را با تمام نیرو حفظ کند، و افراد آن مجتمع، اگر فردی را ببینند که از آن علم تخلف کرد، او را به سوی آن علم برگردانند، و شخص منحرف از طریق خیر و معروف را به حال خود واگذار نکنند، و نگذارند آن فرد در پرتگاه منکر سقوط نموده، در مهلکه شر و فساد بیفتد، بلکه باید هر یک از افراد آن مجتمع به شخص منحرف برخورد نماید، او را از انحراف نهی کند.

و این همان دعوت به فراگیری و تشخیص معروف از منکر و امر به معروف و نهی از منکر است و این همان است که خدای تعالی در این آیه شریفه خاطرنشان ساخته و می‏فرماید:” یدعون الی الخیر و یامرون بالمعروف و ینهون عن المنکر،“ و از اینجا روشن می‏شود که چرا از خیر و شر تعبیر به معروف و منکر نمود.

دعوت به خیر و امر به معروف و نهی از منکر از اموری است که اگر واجب باشد، طبعا واجب کفائی خواهد بود، چون بعد از آنکه فرضا یکی از افراد اجتماع این امور را انجام داد، دیگر معنا ندارد که بر سایر افراد اجتماع نیز واجب باشد که همان کار را انجام دهند.

پس اگر فرض کنیم، امتی هست که روی هم افرادش داعی به سوی خیر و آمر به معروف و ناهی از منکرند، قهرا معنایش این خواهد بود که در این امت افرادی هستند که به این وظیفه قیام می‏کنند.

پس مساله در هر حال قائم به بعضی افراد جامعه است، نه به همه آنها و خطابی که این وظیفه را تشریع می‏کند، اگر متوجه همان بعضی باشد که هیچ، و اگر متوجه کل جامعه باشد، باز هم به اعتبار بعض است.

و به عبارتی دیگر، بازخواست و عقاب در تخلف این وظیفه، متوجه تک تک افراد است، ولی پاداش و اجرش از آن کسی است که وظیفه را انجام داده باشد، و به همین جهت است که می‏بینیم دنبال جمله فرمود:” و اولئک هم المفلحون.“

” و لا تکونوا کالذین تفرقوا و اختلفوا من بعد ما جاءهم البینات ...،“  اگرتفرق را جلوتر از اختلاف ذکر فرمود، برای این بود که تفرقه و جدائی بدنها از یکدیگر، مقدمه جدائی عقاید است، چون وقتی یک قوم به هم نزدیک و مجتمع و مربوط باشند، عقایدشان به یکدیگر متصل و در آخر از راه تماس و تاثیر متقابل متحد می‏شود، و اختلاف عقیدتی در بینشان رخنه نمی‏کند.

بر عکس وقتی افراد از یکدیگر جدا و بریده باشند، همین اختلاف و جدائی بدنها باعث اختلاف مشربها و مسلکها می‏شود و به تدریج هر چند نفری دارای افکار و آرائی مستقل و جدای از افکار و آرای دیگران می‏شوند و تفرقه و جدائی باطنی هم پیدا نموده شق عصای وحدتشان می‏شود.

پس گویا خدای تعالی خواسته است بفرماید: شما مسلمانان مثل آن امتها نباشید که در آغاز بدنهایشان از یکدیگر جدا شد و از جماعت خارج شدند و در آخر این جدائی از اجتماع، سبب شد که آراء و عقائدشان هم مختلف گردد.

و می‏بینیم که خدای تعالی این اختلاف را در مواردی از کلامش به بغی نسبت داده مثلا فرموده:” و ما اختلفوا فیه الا من بعد ما جاءتهم البینات بغیا بینهم،“ با اینکه مساله ظهور اختلاف در آراء و عقائد، امری ضروری است و جلوگیری افراد از آن ممکن نیست، چون درک و فهم افراد مختلف است، لیکن همانطور که این بروز اختلاف ضروری است، برطرف شدن آنهم به وسیله اجتماع ضروری است و اجتماع بدنها با یکدیگر به خوبی می‏تواند این اختلاف را برطرف سازد. پس رفع اختلاف امری است ممکن و مقدور - البته مقدور بواسطه- و خلاصه اگر جامعه مستقیما نتواند اختلاف را برطرف سازد ، با یک واسطه می‏تواند، و آنهم این است که بدنها را بهم متصل و مرتبط سازد، پس با این حال، اگر امتی نخواهد اینکار را بکند امتی باغی و ستمگر است، و خودش به دست خود اختلاف راه انداخته و در آخر هلاکت را برای خود فراهم کرده است.

و قرآن کریم به همین جهت دعوت به اتحاد را بسیار تاکید نموده و نهی از اختلاف را به نهایت رسانده و این نیست مگر به خاطر اینکه تفرس و ژرف‏نگری می‏کرده، و می‏دانسته که این امت مانند امتهائی که قبل از ایشان بودند و بلکه بیش از آنان دستخوش اختلاف می‏شوند.

و ما مکرر خاطر نشان ساخته‏ ایم که از داب قرآن می‏فهمیم هرگاه در تحذیر و هشدار دادن از خطری و نهی از نزدیک شدن به آن بسیار تاکید می‏کند، نشانه این است که این خطر پیش می‏آید، و یا مثلا این عملی که بسیار از آن نهی فرموده ارتکاب خواهد شد و مساله وقوع اختلاف در امت اسلام را رسول خدا ص هم خبر داد، و فرمود: چیزی نمی‏گذرد که اختلاف بطور نامحسوس و آرام آرام در امتش رخنه می‏کند و در آخر امتش را به صورت فرقه‏ هایی گوناگون در می‏آورد و امتش مختلف می‏شوند، آنطوری که یهود و نصارا مختلف شدند.

جریان حوادث هم این پیشگوئی قرآن و پیامبر ص را تصدیق کرد، چیزی از رحلت رسول خدا ص نگذشت که امت اسلام قطعه قطعه شد و به مذاهبی گوناگون منشعب گشت، هر مذهبی صاحب مذهب دیگر را تکفیر کرد و این بدبختی از زمان صحابه آن حضرت تا امروز ادامه دارد و هر زمانی که شخصی خیرخواه برخاست تا اختلاف بین این مذاهب را از بین ببرد، به جای از بین بردن اختلاف، و یک مذهب کردن دو مذهب، مذهب سومی بوجود آمد.

و آنچه که بحث ما با تجزیه و تحلیل ما را بدان رهنمون می‏شود، این است که همه این اختلاف‏هائی که در اسلام پدید آمد همه به منافقین منتهی می‏گردد، همان منافقینی که قرآن کریم خشن‏ترین و کوبنده ‏ترین بیان را در باره آنان دارد و مکر و توطئه آنان را عظیم می‏شمارد.

 

چون اگر خواننده عزیز بیاناتی را که قرآن کریم در سوره بقره و توبه و احزاب و منافقین و سایر سوره ‏ها در باره منافقین دارد، به دقت مورد مطالعه قرار دهد لحنی عجیب خواهد دید. تازه این لحن منافقین در عهد رسول خدا ص است که هنوز وحی قطع نشده بود و اگر دست از پا خطا می‏کردند و حتی در درون خانه‏ هایشان توطئه ‏ای می‏چیدند، بلافاصله خبرش به وسیله وحی به رسول خدا ص و به وسیله آن جناب به عموم مسلمانان می‏رسید.

مترجم: ( آن وقت چطور شد که بعد از درگذشت رسول خدا ص دیگر هیچ سخنی از منافقین در میان نیامد و ناگهان سر و صدایشان خوابید؟ آیا هیچ عاقلی احتمال می‏دهد که با رفتن آن جناب نفاق تمام شد و منافقین هم از بین رفتند؟! )

به هر حال بعد از رحلت آن جناب بسیار زود مردم متفرق شدند و مذاهب گوناگون بین آنها جدائی و دوری افکند. و حکومتها مردم را در بند تحکم و استبداد خود کشیدند و سعادت حیاتشان را به شقاوت و هدایتشان را مبدل به ضلالت و غی نمودند. والله المستعان!

( مستند: آیه 104 و 105 سوره آل عمران   المیزان ج : 3  ص :  577)

 

در کتاب چهل و پنجم شما این مطالب را می خوانید:

مقدمـه مــــولــــف   

بخش اول:  حکومت اسلامی

فصل اول : منشا مالکیت و حکومت در اسلام                      7

مالکیت و حکومت

خدادادی بودن حکومت، و حکومتهای حق و باطل

حکومت تکوینی، و حکومت تشریعی

فصل دوم: حق حکومت و ولایت خدا و رسول                  11 

وجوب اطاعت از خدا و رسول

مطاع بودن دستورات ولایتی رسول الله «ص»

کفر سرپیچی از فرمان « اطیعوا الله و الرسول ! »

سلب حق تخلف از فرامین رسول الله «ص»

تاسی به رسول الله به عنوان اسوه حسنه

امر به ترفیع ایمان با تقوی و اطاعت از رسول

مقام اطاعت کنندگان از خدا و رسول !

امر به اجابت دعوت رسول الله

نهی مومنین از بی اعتنائی به دعوت رسول الله

فصل سوم: حق حکومت و ولایت صاحبان امر                  17 

تعیین صاحبان امر از طرف خدا  و شرایط حکومت آنها

ولیّ امر حق وضع حکم جدید را ندارد!

 لزوم عصمت و معصوم بودن اولی الامر

اولی الامر:  معصومین از اهل بیت رسول الله«ص»

وظیفه و برنامه اولی الامر مسلمین در حل اختلافات دینی

روایات وارده در معرفی معصومین اولی الامر

اختیارات اولی الامر

عدم اختیار اولی الامر مسلمین در نقض احکام الهی

فصل چهارم : ولایت علی بن ابیطالب«ع»                         26

اولین ولی امر و جانشین رسول الله

خطر از جانب یهود و نصاری نبود:

خطر از جانب کفار نبود:

خطر جانی برای رسول الله یا خطر اضمحلال دین نبود:

       حکمی که مایه تمامیت دین و استقرار آن بود !

و خطر از جانب مسلمانان بود!

خدا جانشین رسول الله را تعیین می کند!

« و ان لم تفعل فما بلغت رسالته ! »

« و الله یعصمک من الناس ! »

روایات وارده درباره ولایت جانشین رسول الله

 راویان حدیث غدیر

فصل پنجم: پایه های اساسی یک کشور اسلامی              39

پایه اول:     وحدت  و  توحید کلمه

پایه دوم:   امر به معروف و نهی از منکر

 امر به عدل و عدالت

 پایه سوم کشور و جامعه اسلامی:    صبر،  مقاومت ، مرابطه

 پایه چهارم کشور اسلامی -  حفظ و مراقبت از نفوذ دشمنان وستمکاران

 احتراز از تمایل به حکومت ستمکاران

فصل ششم:  (مباحث)  مبانی نظریه حکومت در قرآن       50

هدف از تاسیس حکومت در اسلام

قرآن، و حکومت و  ولایت همراه با تقوی

 قرآن و جامعه دینی

رهبری جامعه اسلامی و صلاحیتهای آن

تفاوت نظام اسلامی با نظام سلطنتی

تفاوت نظام اسلامی با نظام دموکراسی

بسط اخنلاف طبقاتی در رژیم های دموکراسی

بحثی در نظام اجتماعی اسلام بعد از رسول الله «ص»

بحثی در لزوم معصوم بودن جانشین رسول الله

توضیحی درباره توهم معصوم نبودن اولی الامر

ولایت معصومین از اهل بیت رسول الله«ص»

مدارک و ادله مبتنی بر ولایت معصومین از اهل بیت رسول الله«ص»